ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

96

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

مردم آن حدود تحت فشار و ظلم واقع شده بودند ، از او شنوائى پيدا كرده و از دوستان او شدند . اين دوستان از اهل طاورومانيون و جاهاى ديگر بودند چنان كه مردم ديگر هم به او گرويدند . در نتيجه وجود فيثاغورس در بين آنها ، فتنه و آشوب از ميان آنها رخت بربست ، حتى در نسل آنها هم فتنه پيش نيامد و زمانهاى درازى مردم آن حدود در آسايش بودند . منطق فيثاغورس چنان قوى بود كه هر كار بدى را از بين مردم ريشه‌كن مىكرد . چون مواعظ و نصيحت او و حكمتش را سماخس اطرون قانطوربيا شنيد چنان در او تأثير كرد ، كه از ملك خود خارج شد و هرچه داشت قسمتى را به برادرش بخشيد و قسمتى را هم باهل شهر خود واگذار نمود . نوشته‌اند كه باندس از اهل فرمس و پادشاه فوثو از فرزندان فيثاغورس بوده است . فيثاغورس در موقعى كه در اقروطونيا بود ، دختر باكره‌اى داشت كه دختران شهر را تعاليم دينى و فرائض و سنت‌هاى شرعى ياد مىداد و حلال و حرام را به آنها مىآموخت . همچنين زنى داشت كه ساير زنان را تعليم مىداد . چون وفات كرد ديميطوديوس مؤمن به منزل حكيم رفت و خانهء او را معبد اهل قروطونيا ساخت . گفته‌اند : فيثاغورس در دورهء كودكى كورش مىزيسته و سلطنت كورش سى سال طول كشيد و بعد از او پسرش قامبوسيس ( كمبوزيا ، كمبوجيه ) بسلطنت رسيد كه فيثاغورس حيات داشت . فيثاغورس شصت سال در ساموس بود و بعد به ايطاليا مسافرت كرد و از آنجا به ماطايونطيون رفت و در آنجا پنج سال ماند و بعد وفات نمود . غذاى او عسل و روغن و شامش نان قاخجرون و بقولات تازه و پخته بود . گوشت نمىخورد مگر از گوشت قربانى . قربانىهائى كه خودش دستور مىداد و براى خدا بود .